مرتضى مطهرى

496

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بالاخره در سنن ابىداود پيدا كرديم . سنن ابىداود يكى از صِحاح ستّهء اهل سنت است . در آنجا اين حديث پيدا شد . معلوم شد در بعضى كتب ديگر حديث اهل تسنن هم هست مثل مستدرك حاكم . شايد او هم از سنن ابىداود نقل كرده است . اين حديث به عين اين عبارت بود : انَّ اللَّهَ يَبْعَثُ لِهذِهِ الْامَّةِ عَلى رَأْسِ كُلِّ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَها دينَها . از نظر سند اين حديث ، آن كسى كه از رسول اكرم صلى الله عليه و آله اين حديث را نقل كرده است ابوهريره است ، همان وَضّاع و كذّاب معروف . در ساير افرادى كه از ابوهريره نقل كرده‌اند موفق نشدم تحقيقى بكنم كه آنها چه جور اشخاصى هستند . بنابراين حديثى است كه راوى و ناقل آن ابوهريره است . اين ، وضع سند اين حديث . آيا اين حديث قطع نظر از سندش ، از لحاظ متن و مضمون تطبيق مىكند با تاريخ يا نه ؟ يعنى اگر راستى ما در تاريخ اسلام بگرديم واقعاً همين جور است ؟ در سر هر صد سال يك احياى فكر دينى صورت گفته است ؟ يا به تعبير آن حديث ، يك تجديدى در دين شده است ؟ مىبينيم با تاريخ هم جور در نمىآيد . ولى از آن طرف بعضى از علماى اهل تسنن نشسته‌اند و حساب كرده‌اند يعنى حساب تراشيده‌اند كه در اول قرن دوم فلان كس ، در اول قرن سوم فلان كس ، در اول قرن چهارم فلان كس دين را تجديد و احياء كرده است . عجيب‌تر اين است كه بعضى علماى شيعه هم به جاى اينكه بگويند اين حديث از ابوهريره و بىاعتبار است و با تاريخ هم تطبيق نمىكند پس بايد دور بيندازيم و اگر از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بود در اخبار اهل بيت هم اثرى از آن پيدا مىشد ، آن را مسلّم پنداشته و به حساب‌تراشى پرداخته‌اند . من نمىدانم چقدر مضمون اين حديث با روحيه‌ها موافق بوده و خوشايند آمده است كه در عين ضعف سند و ضعف مضمون ، بعضى از علماى شيعه نشسته‌اند و حساب كرده‌اند يعنى حساب تراشيده‌اند و گفته‌اند مصداق اين حديث در اول قرن دوم حضرت باقر عليه السلام است ، در اول قرن سوم حضرت رضا عليه السلام ، در اول قرن چهارم كلينى ، در اول قرن پنجم سيد مرتضى يا شيخ مفيد ، در اول قرن ششم شيخ طبرسى صاحب مجمع‌البيان ، در اول قرن هفتم خواجه نصيرالدين طوسى ، در اول قرن هشتم علامهء حلّى ، در اول قرن نهم شهيد اول ، در اول قرن دهم محقق كَرَكى ، در اول قرن يازدهم شيخ بهايى ، در اول قرن دوازدهم مجلسى ، در اول قرن سيزدهم وحيد بهبهانى ، در اول قرن چهاردهم ميرزاى شيرازى .